روایت مجموعه ای از رویدادها است، این رویداد ها در یک نظام شکل می گیرند و روایت را بوجود می آورند.در هر فیلمی ما با روایت یا مجموعه ای از روایت سر و کار داریم، حال این روایت می تواند آشکار به صورت راوی و قصه گو و هم می تواند پنهان و یک نوع نگاه خاص به مجموعه حوادث رخ داده متوالی و یا حتی منقطع باشد. ما عموماً با روایت های شخص اول یعنی، همان شخص اول مفرد سر کار داریم که در اینجا راوی می تواند شخصیت فعال داستان و یا صرفا شاهد حوادث باشد یا اصلاً می تواند خود کاشت دوربین (منظور راوی ذهنی است) باشد.
در دوران کلاسیک سینما و در نظریه ی نقد واژگان اندکی برای طبقه بندی روایت در اختیار داشت ولی در نظریه ی ادبی چنین واژگانی فراوان بود. مثلاً در رمان می توانیم از حماسه و رمانس نام ببریم و یا داستان هزار و یک شب که از طریق یک چارچوب کلی اگر نگاه کنیم ما یک مجموعه حکایت های کوتاه و روایت ها را داریم. رولن بارت معتقد است که: روایت می تواند از طریق زبان مکتوب یا ملفوظ، تصاویر ثابت یا متحرک، اداها و آمیزه ای نظام یافته ای از همه ی این موارد ارائه شود.
روایت پنج ویژگی دارد که سه ویژگی اول ویژگی ذاتی و جوهری روایت است و دو ویژگی دیگر ویژگی ای است که می تواند با توجه به نوع روایت وجود داشته باشد یا وجود نداشته باشد و به اصطلاح ویژگی عرضی روایت به شمار می روند.
الف) مصنوعی بودن: یعنی اینکه روایت داری طرح و برنامه است و روایت ویژگی ای نیست که طبیعی باشد. شاید جای واژه ی مصنوعی بودن از کلمه ی ساخته شدن استفاده کنیم بهتر باشد.
ب) تکراری بودن: انواع روایت ها در داستان ها و نوشته ها گفته شده است و روایت ایده ای جدید نیست و قدمتی به درازای تاریخ داستان نویسی و شرح حال نویسی و خود تاریخ بشریت دارد.
پ) سیر مشخص داشتن: روایت ها از جایی شروع می شوند و به جایی ختم می شوند. همین آغاز و پایان است که یک روایت را از باقی جهان متمایز می سازد.
ج) داشتن راوی یا قصه گو: البته لزوما این راوی قصه گو نیست چرا که گاهی راوی ناپیدا و ضمنی است مثلا نسلی آینده ای که هنوز پا به جهان نگذاشته اند.
د) جابه جایی حوادث: در روایت حوادث لزوما سلسله ای از رویداد های پشت سر هم نیستند بلکه جا به جا می شوند مثلا در فیلم ها ما گاهی شروع از وسط یا شروع از انتها را داریم یا اساسا خود فلش بک ها و فلش فوروارد ها گویای همین امرند.