تَکَلَّمُوا فِی الْعِلْمِ تَبَیَّنَ اَقْدارُکُمْ. عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد.

“جاینام‌شناسی و صلح” پونک، ونک، نارمک


در این یادداشت، پیوند میان «جاینام‌شناسی» و مفهوم صلح و همزیستی بررسی شده است. نویسنده معتقد است نام مکان‌ها تنها نشانی جغرافیایی نیستند، بلکه بخشی از تاریخ و فرهنگ مردم‌اند. در این میان، نقش حرف «ک» در نام‌هایی مانند پونک، ونک و نارمک مورد توجه قرار گرفته است. «کاف تحبیب» در برخی جاینام‌ها، نشانه‌ای از مهر، لطافت و نزدیکی انسان به طبیعت دانسته شده است. «کاف تصغیر» نیز در نام‌هایی مانند شهرستانک، رودبارک و کوهک، جلوه‌ای از فروتنی و نزدیکی انسان با محیط معرفی می‌شود. نویسنده با اشاره به نمونه‌هایی چون «مروک» تأکید می‌کند که گذر زمان می‌تواند معنای اصیل جاینام‌ها را دگرگون کند. از نگاه او، بسیاری از این نام‌ها مفاهیمی چون طبیعت، آرامش، پیوند و همزیستی را در خود حفظ کرده‌اند. در نهایت، جاینام‌ها به‌عنوان «نامه‌های سرگشاده نیاکان» معرفی می‌شوند؛ یادآور اینکه این سرزمین پیش از مرزبندی‌ها، مهد مهر و صلح بوده است.
کیو آر کد این خبر

جاینام‌شناسی و صلح” پونک، ونک، نارمکدر گستره‌ی وسیعِ دانشِ «ژئوپلیتیک صلح»، هر آنچه که به همدلی و نزدیکیِ انسان‌ها بینجامد، معنا می‌یابد.

در این میان، «جاینام‌ها» (نام‌های مکان‌ها) تنها کلماتی برای آدرس‌دهی نیستند؛ بلکه ریشه‌هایی در تاریخ و فرهنگ دارند که گاه، پیامی از صلح و محبت را در خود نهان دارند.در دستگاهِ واژگانیِ زبانِ شیرینِ پارسی، حرف «کاف» (ک) نقش‌هایی متفاوت و در عین حال، یگانه دارد؛ گاه به کار می‌آید تا بزرگی را به دیده‌ی مهر بنگرد (کافِ تحبیب) و گاه تا موجودی را به خُردیِ دلنشینی یاد کند (کافِ تصغیر).

اما در جغرافیایِ نام‌گذاری‌های کهنِ ایران، غلبه با «کافِ تحبیب» است؛ نشانه‌ای از مهر، نوازش و نزدیکی به زمین. گویی نیاکانِ ما، با افزودن این «کاف» بر انتهای نامِ مکان‌ها، خواسته‌اند به آن پاره از خاک، صبغه‌ای از عشق و لطافت ببخشند.

بیایید نگاهی به شمال تهران بیندازیم؛ جایی که سه نامِ آشنا، همچون حلقه‌هایی از یک زنجیرِ آرامش، از غرب به شرق، این لطافت را روایت می‌کنند:پونک: یادآورِ پونه‌زارها و مرتع‌های سرسبز و دل‌انگیز.ونک: برخاسته از درختانِ بلند و اصیلِ زبان گنجشک (ون) که نمادِ استواریِ توأم با مهربانی است.نارمک: باغی که در ذهن، درختانِ پربارِ انار و طراوتِ گل‌هایش را تداعی می‌کند.این «کاف»ها، هر یک، دعوتی است به صلح با طبیعت و صلح با محیط.

گاهی اما، غبارِ زمان یا خطاهایِ کلامی، معنایِ اصیلِ این نام‌ها را در پسِ پرده برده است. در همسایگیِ روستای زادگاهِ من، مرتعی است که آن را «مَرگَگ» می‌خوانند، که البته کمترین ارتباطی با مرگ و نا‌بودی ندارد، این مکان اگرچه امروز به دلیل هجومِ بی‌ضابطه به طبیعت، طراوتِ گذشته را ندارد، اما در اصلِ خود، «مَروَک» بوده است؛ زمین و باغی سرسبز و زیبا. این خود درسی است که در جاینام‌شناسی باید به اصلِ لطیفِ کلمات بازگشت.در دیگر سو، «کافِ تصغیر» نیز جلوه‌ای از فروتنیِ انسان در برابرِ بزرگیِ طبیعت است: اصفهانک، تبریزک، رودبارک، اردبیلک، شهرستانک، مغانک و کوهک… این‌ها همه انگار زمزمه‌ای است بر زبان که می‌گوید: «ما در این خاک، همسایگانِ کوچکِ یکدیگریم.»

آبک، آسیابک و ترکیباتِ بی‌شمارِ دیگر همگی یک پیام را مخابره می‌کنند: دعوت به سکون، آرامش و صلح.قلک (قله‌اک)، کَندک، نم‌نمک و بندک، نیز از اشکال دیگر کاربرد زیبای “ک” در جاینام‌شناسی می‌باشند.

بند، گاه کنایه از کوه سنگی (دژ‌بند) و گاه کنایه از سد و بندِ‌خاکی (گلبندک) و گاه به معنای بند و طناب – عامل اتصال- می‌باشد.

بیشترک، کمترک، مامک، بابک، ناوک‌، سرک، سینک، پایک، دستک، توتک،چوبک، بازارک، لوتک، چاهک، چشمک، رودک، کاریزک، دریوک، قلقلک، شرشرک، اوشورک، مرغک، شغالک و اشترک، از دیگر کاربرد‌های کاف می‌باشد.

به راستی که جاینام‌ها، نامه‌هایِ سرگشاده‌ی نیاکانِ ما به ما هستند تا در این هیاهویِ جهان، یادمان باشد که این خاک، پیش از آنکه بسترِ سیاست و مرزبندی باشد، مهدِ مهربانی و جای‌جایِ آن، نام‌نوشته‌ای از مهر و صلح است.

دکتر مهراب رجبی، نویسنده، البرز پژوه و رئیس بنیاد ایران‌شناسی

۱۴۰۵/۷/۷

منبع خبر