از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
غرض این است، وگر نه، دل و جان این همه نیست.
هموطنان و فرهیختگان گرامی استان البرز
در روزهای گذشته، شاهد تبادلنظر و گاه بحثهای پرشور میان جمعی از چهرههای علمی، فرهنگی و اصحاب رسانه پیرامون «دانشنامه البرز» بودیم.
آنچه در این ایام گذشت، بیش از هر چیز نشاندهنده دغدغهمندی مشترک همه عزیزان برای اعتلای فرهنگ این دیار و دقت در نحوه تدوین این اثر ماندگار بود. به جرئت میگویم که تمامی طرفهای این گفتگو، با نیتی پاک و از سرِ دلسوزی به میدان آمده بودند و نقدها و پیشنهادهای مطرحشده، جملگی برخاسته از عشق به البرز و ایران و همچنین علاقه به دانش و سرنوشت فرهنگی استان بود.
با این حال، در شرایطی که جامعه ما بیش از هر زمان به انسجام و آرامش نیاز دارد، بیم آن میرفت که تداوم این گفتگوها از مسیر تخصصی خود خارج شده و ناخواسته، دستمایه سوءتفاهم یا سوءاستفادههای غیرفرهنگی قرار گیرد.
از این رو، با هماندیشی جمعی از بزرگان علمی و فرهنگی استان – از جمله برادر ارجمندم جناب آقای دکتر حسین عسکری – به این نتیجه رسیدیم که اکنون زمان آن است که «کارزار دانشنامه» را با پایان دادن به بحثهای حاشیهای، به سمت فصلی نو از همدلی و همکاری مشترک سوق دهیم. ضمن ارج نهادن به تمامی انتقادات دلسوزانه که قطعا در مسیر تدوین نهایی از آنها بهره خواهیم برد، اکنون بشارت میدهم که فضای فرهنگی استان در سایه تعامل و احترام متقابل، به آرامش و وفاق بازگشته است.
اینجانب، از همه خردمندان، صاحبنظران و عزیزان در مراکز خبری که با سعهصدر، دعوت به خیر و آرامش را پذیرا شدند، صمیمانه سپاسگزاری میکنم. باور دارم که این سعهصدرِ شما، سرمایهای بزرگ برای آینده البرز خواهد بود.
نبود نقش دو عالم، که نقش الفت بود
زمانه طرح محبت، نه این زمان انداخت.
با احترام و ارادت؛
✍️ دکتر مهراب رجبی
مشاور استاندار و رئیس بنیاد ایرانشناسی استان البرز
پس از یک هفته گفتوگو، نقد و گاه اختلافنظر میان جمعی از چهرههای علمی، فرهنگی و رسانهای استان درباره چرایی و چگونگی تدوین دانشنامه البرز، سرانجام با میانجیگری پدرانه و خردمندانه دکتر مهراب رجبی، رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه البرز، این فصل از مناقشه به خیر و آرامش ختم شد.
آنچه در این روزها گذشت، بیش از آنکه حکایت یک اختلاف باشد، روایت دغدغهای مشترک بود؛ دغدغهای برخاسته از عشق به البرز، حساسیت نسبت به هویت و میراث فرهنگی این دیار و نگرانی دلسوزانه درباره اثری که قرار است بخشی از حافظه مکتوب استان و سندی برای شناخت البرز امروز و فردا باشد.
طبیعی است که درباره چنین پروژه مهم و ماندگاری، پرسش و نقد شکل بگیرد. نقد علمی و پرسشگری، نشانه زنده بودن فضای فرهنگی است، نه تهدید آن. آنچه اهمیت دارد، حفظ مرز میان نقد و تخریب و میان اختلاف دیدگاه و تقابل است؛ چراکه فرهنگ زمانی بالنده میشود که اختلاف اندیشه، به گفتوگو و گفتوگو، به همافزایی منتهی شود.
در این میان، دکتر مهراب رجبی بار دیگر با همان منش پدرانه و روحیه صلحجویانه، نقش حلقه وصل را ایفا کرد؛ به جای افزودن بر فاصلهها، پل ساخت و کوشید فضای فرهنگی استان را از حاشیه به متن، از سوءتفاهم به تفاهم و از تقابل به همدلی بازگرداند.
این نخستین بار نیست که ایشان در چنین بزنگاههایی پا به میدان میگذارد. پیشتر نیز در برخی اختلافات و کشمکشهای فرهنگی استان، شاهد همین رویکرد مسئولانه بودهایم؛ رویکردی که نشان میدهد برای برخی بزرگان، آشتی دادن دلها، نزدیک کردن اندیشهها و حفظ حرمت اهل فرهنگ، خود بخشی از رسالت فرهنگی است.
شاید ارزشمندترین وجه این میانجیگری آن باشد که هیچکس بازنده این گفتوگو نیست. نه نقد دلسوزانه باید کنار گذاشته شود و نه ضرورت گفتوگو و تفاهم. برعکس، اکنون میتوان از همه دیدگاههای مطرحشده برای غنای بیشتر دانشنامه بهره گرفت و اختلاف نظرها را به فرصتی برای دقت، اصلاح و ارتقای کیفیت تبدیل کرد.
اکنون شایسته است همه صاحبان اندیشه و قلم، پژوهشگران، اصحاب رسانه و فعالان فرهنگی، نقدهای دلسوزانه را به سرمایهای برای ارتقای این اثر تبدیل کنند و اجازه ندهند حواشی و سوءتفاهمها بر اهمیت پروژهای که متعلق به همه البرزیهاست، سایه بیفکند.
دانشنامه البرز متعلق به یک فرد، مجموعه یا جریان خاص نیست؛ متعلق به خودِ البرز است؛ به مردمان امروز و نسلهایی که فردا تاریخ، هویت و داشتههای فرهنگی این سرزمین را از خلال همین آثار خواهند شناخت و درباره ما داوری خواهند کرد.
از همه فرهیختگان و اصحاب رسانهای که با سعهصدر، خیرخواهی و احساس مسئولیت، به آرام شدن این فضا کمک کردند نیز باید صمیمانه قدردانی کرد؛ چراکه سرمایه اصلی جامعه فرهنگی، تنها دانش و تخصص نیست، بلکه اخلاق گفتوگو، تحمل دیگری و توانایی بازگشت از مرز اختلاف به ساحل تفاهم است.
و در این میان، باید با احترام از دکتر مهراب رجبی یاد کرد؛ مردی که در بزنگاه اختلاف، به جای افزودن هیزم بر آتش، آب بر آن میریزد و اعتبار و آبروی خویش را سرمایهای برای صلح و همدلی میکند.
درود بر این سفیر صلح و دوستی در سپهر فرهنگی البرز.
«راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
به زبان بود، مرا آنچه تو را در دل بود.»
باشد که پایان این گفتوگو، پایان نقد و اندیشه نباشد؛ بلکه آغاز فصل تازهای از گفتوگوی عالمانه، خرد جمعی، همدلی و همکاری برای ساختن دانشنامهای در شأن البرز باشد؛ اثری که آیندگان، نه تنها از محتوای آن، که از اخلاق و منش نسل امروز در پدید آوردنش نیز به نیکی یاد کنند.
🖌 رضا قاسمپور
روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگی
گریه شام و سحر، شکر که ضایع نشد
قطره باران ما را، گوهر یکدانه شد.
دوستِ خوبم، روزنامه نگار باانگیزه شهر و استان، جناب آقای رضا قاسمپور؛
نوشتهی سرشار از نگاهِ مشفقانهی شما را خواندم. از آنجا که قلمتان همواره در خدمتِ روشنگری و تعالیِ فرهنگ بوده است، کلماتِ شما را نه یک ستایش، که آیینهای دیدم که دغدغهی مشترکِ همه ما برای کرج، البرز و ایران را بازتاب میدهد.
القابِ بلندی که بر این بندهی کوچک، روا داشتهاید، بیش از آنکه شایستهی بنده باشد، برازندهی قلبهای پاک و دغدغهمندِ شما و تمامی یارانِ فرهنگی این دیار است. اگر توفیقی در این میان حاصل شد، تنها محصولِ خردورزی، سعهی صدر و عشقِ و اشتیاق تکتکِ شما بزرگواران بود که بر ناملایمات چیره شد.
در همین مدت محدود، علاوه بر نوشتهی سراسر مهرِ شما، پیامهای محبتآمیزِ و امیدآفرین بسیاری از سوی سایرِ فرهیختگان، جریانهای فکری و گروههای فرهنگیِ عزیز دریافت کردم که همگی نشان از یک حقیقت داشت؛
کرج، البرز و ایران، بیش از هر چیز و هر زمان، به همدلی و حمایت نیاز دارد. این ابرازِ لطفها، بارِ مسئولیتِ این حقیر را دوچندان میکند، تا همچنان با عشق و تمید، خادمِ کوچکِ فرهنگِ این سرزمین باشم.
تقاضا دارم، بیاییم این همدلی را که حاصلِ خردِ جمعیِ همه ماست، مغتنم بداریم.
بنده، خود را تنها یک همراه کوچک، در این مسیر دانسته به همه عزیزانی که از روی خیرخواهی و مناعت طبع و بزرگواری، گذشت و همکاری و صلح را برگزیدند، درود میفرستم.
امید که این فصلِ نو، سرآغازی باشد برای شکوفاییِ بیش از پیشِ البرزِ عزیز.
پیش من، آوازت، آوازِ خداست
عاشق از معشوق، حاشا، کی جداست.
با سپاس و ارادت
مهراب رجبی
۱۴۰۵/۶/۳