الموت؛ آشیانه عقاب در آیینه زبان، تاریخ و فرهنگ ایرانی


خلاصه متن :

در این نوشتار، نویسنده با گرامی‌داشت یاد استاد منوچهر ستوده، به بررسی ریشه‌شناسی نام «الموت» از منظر زبان، تاریخ و فرهنگ ایران می‌پردازد. با استناد به دیدگاه‌های پژوهشگران، «اَلَه» به معنای عقاب و «موت» به معنای آشیانه دانسته شده و از این رهگذر، تعبیر «آشیانه عقاب» برای الموت تبیین می‌شود. همچنین، پیوند واژه‌های کهن با گویش‌های البرزی و نام‌هایی چون «اله‌کمر» و «البرز» بررسی شده و نمونه‌هایی از فرهنگ عامه و ادبیات محلی نیز برای تأیید این پیوستگی زبانی آورده می‌شود. در پایان، نویسنده ضمن پاسداشت یاد استادان منوچهر ستوده و ایرج افشار، بر ارزش میراث زبانی و فرهنگی ایران‌زمین تأکید می‌کند.

“الموت”

روح بلند استاد منوچهر ستوده شاد و روانشان تابناک باد.
چنان‌که استاد ستوده نیز اشاره کرده‌اند، «اَلَه» نام گونه‌ای از عقاب، پرنده‌ای تیزپرواز و بلندپرواز، دانسته شده است و «باشه» (واشه، واشک) نیز از نام‌های دیگر این پرنده به شمار می‌رود. برخی زبان‌شناسان نیز «باشه» و «باش» را با «باز» هم‌ریشه دانسته‌اند؛
بازم و حیران شده در من هما
جغد که بود تا بگیرد جای ما.
در زبان فارسی و گویش‌های ایرانی، نام‌های دیگری همچون «قوش»، «دال»، «جره» و «طرلان» نیز برای انواع پرندگان شکاری به کار رفته است.
درباره «الموت» نیز دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. در پاره‌ای از پژوهش‌ها، «موت» را با «آموت» یا «آموختن» پیوند داده‌اند و در برخی منابع نیز «موت» به معنای «آشیانه» آمده است. از همین رو، عنوان کتاب ارزشمند زنده‌یاد زین‌العابدین مؤتمن درباره الموت و سه یار دبستانی، «آشیانه عقاب» است.
از سوی دیگر، درباره گویش‌های گیلکی، تبری (مازندرانی)، قصرانی و دیگر گویش‌های البرزی نیز این دیدگاه مطرح شده است که بازمانده‌هایی از زبان‌های ایرانی کهن، از جمله شاخه شمال‌غربی زبان‌های ایرانی، را در خود حفظ کرده‌اند و برخی پژوهشگران، پاره‌ای از ویژگی‌های آن‌ها را با زبان مادی مرتبط دانسته‌اند.
در روستای زادگاهم نیز کوهی سنگی با نام «اله‌کمر» وجود دارد. این نام، برای من یادآور واژه‌های کهن ایرانی است؛ چنان‌که «اَلَه» را می‌توان با «هَرَ» یا «هَرَ بَرِزَیتی» اوستایی سنجید؛ نامی که در گذر زمان به «البرز» رسیده است.
نکته‌ای دلنشین نیز در فرهنگ عامه ما وجود دارد؛ گل لاله در دشت «لاله» نامیده می‌شود، اما همین گل هنگامی که در ارتفاعات و کوهساران می‌روید، در برخی گویش‌ها «اَلاله» یا «آلاله» خوانده می‌شود؛ و چه زیبا در ترانه‌های محلی آمده است:
الالهٔ کوهسارانم، تویی تو
بنوشهٔ جوکنارانم، تویی تو.
در پایان، بار دیگر با احترام، نام و یاد دو استاد بزرگ ایران‌زمین، منوچهر ستوده و ایرج افشار را گرامی می‌دارم؛ بزرگانی که عمر خود را در راه شناخت تاریخ، جغرافیا و فرهنگ این سرزمین صرف کردند.
الالهٔ کوهساران، هفته‌ای بو
امید روزگارانم، تویی تو.

۱۴۰۵/۵/۵
مهراب رجبی. کرج، روستای نشترود.