فوتبال و صلح

خلاصه متن :

در ادامه رقابت‌های جام جهانی، آرژانتین با پیروزی ۲ بر ۱ برابر انگلستان راهی فینال شد و حریف اسپانیا شد؛ نتیجه‌ای که برخلاف پیش‌بینی بسیاری رقم خورد. این رقابت‌ها نشان داد فوتبال تنها یک مسابقه نیست، بلکه زبانی جهانی برای پیوند ملت‌هاست. جام جهانی و المپیک می‌توانند فراتر از تعیین قهرمان، پیام‌آور صلح، هم‌زیستی و گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها باشند. در مستطیل سبز، انسان‌ها با وجود تفاوت‌های قومی، زبانی و مذهبی، ارزش‌هایی چون احترام، جوانمردی و همکاری را به نمایش می‌گذارند. فوتبال نمادی از فرهنگ، هنر، زیبایی و هویت ملت‌هاست و لحظاتی می‌آفریند که دوستی بر رقابت غلبه می‌کند. اهدای پرچم میان کاپیتان‌ها و احترام متقابل تیم‌ها، یادآور این حقیقت است که هدف نهایی، فتح دل‌هاست نه سرزمین‌ها. از این منظر، قهرمانی واقعی در تقویت کرامت انسانی، تفاهم و صلح میان ملت‌ها معنا پیدا می‌کند.

در ادامه رقابتهای پر هیجان جام جهانی، شب گذشته آرژانتین با نتیجه دو بر یک انگلستان را شکست داد و به عنوان یک پایه دیگر فینال برگزیده و در فینال باید با اسپانیا به رقابت بپردازد.
به این می‌گویند؛ عید اسپانیایی زبانها…!
خودم فکر می‌کردم انگلستان پیروز خواهد شد، اما حدود پنج دقیقه کم آورد، و ناباورانه شکست را پذیرفت. تعویض‌های پر انتقاد سر‌مربی انگلستان، و از سوی دیگر نبوغ لیونل مسی و هوشیاری لیونل دیگری به نام لیونل اسکالونی، در این مساله، تاثیری شگرف داشت.
در بازی قبلی هم دلم می‌خواست فرانسه پیروز شود، اساسا فرانسه و انگلیس را دو فینالیست می‌دیدم، اما نتایج طور دیگری رقم خورد. فرانسه در مقابل اسپانیا، دست و پا بسته عمل کرد.
در این یاد داشت می‌خواهم از زاویه دیگری به رقابتهای جهانی (و المپیک) بپردازم. این یاد داشت در ادامه سلسله یاد‌داشتهایی که در زمینه صلح منتشر کردم، مشخصا مقاله “المپیک صلح” نوشته شده و البته به مقوله جاینام‌شناسی تعدادی از کشورهای شرکت کننده در جام جهانی نیز خواهم پرداخت.
فوتبال و جام جهانی، فراتر از یک رویداد ورزشی، پدیده‌ای فرهنگی، اجتماعی و نمادین‌اند که می‌توانند نقش مهمی در نزدیک‌کردن ملت‌ها و بازسازی زبان مشترک انسان‌ها ایفا کنند. فوتبال نه به‌عنوان عرصه‌ای صرفاً برای رقابت، بلکه به‌مثابه‌ی مجالی برای دوستی، هم‌زیستی، صلح و گفت‌وگوی میان‌فرهنگی می‌باشد. تصور می‌شود مناسبت‌های بزرگ ورزشی مانند جام جهانی و المپیک، در صورت فهم درست از فلسفه‌ی وجودی خود، می‌توانند به تقویت سرمایه‌ی اخلاقی و انسانی جهان کمک کنند.
در جهان معاصر، ورزش به‌ویژه فوتبال، از مرز سرگرمی و تفریح فراتر رفته و به یکی از گسترده‌ترین زبان‌های ارتباطی بشر بدل شده است. میلیون‌ها انسان با زبان‌ها، نژادها، مذاهب و فرهنگ‌های گوناگون، در یک لحظه‌ی مشترک گرد هم می‌آیند و رخدادی واحد را دنبال می‌کنند. این هم‌زمانیِ جهانی، نشان می‌دهد که ورزش تنها میدانِ مسابقه نیست، بلکه میدانِ معنا نیز هست.
فوتبال زبانی است که بدون ترجمه فهمیده می‌شود. شور، تلاش، شکست، پیروزی، احترام، همکاری و جوانمردی، همه در این زبان حضور دارند. از این منظر، فوتبال می‌تواند فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی، یک میدانِ انسانی برای ارتباط باشد. جام جهانی نیز اوج این زبان مشترک است؛ جایی که ملت‌ها در کنار رقابت، یکدیگر را می‌بینند، می‌شناسند و می‌پذیرند.
راستی اگر قرار باشد روزی نمادی برای صلح جهانی برگزینیم، یکی از گویا‌ترین نمادها می‌تواند زمینی سبز باشد که در آن، انسان‌ها با هر زبان، هر رنگ، هر دین و هر نژاد، یکدیگر را در آغوش گرفته، پرچم به یکدیگر هدیه کنند و توپی را به گردش درمی‌آورند.
هدف اصلی رویدادهایی چون جام جهانی و المپیک، فقط تعیین برنده نیست. اگر این مناسبت‌ها در سطحی عمیق فهم شوند، باید حامل این پیام باشند که:
انسان‌ها می‌توانند با هم رقابت کنند، بی‌آنکه دشمن شوند.
می‌توانند متفاوت باشند، بی‌آنکه بیگانه بمانند.
می‌توانند در میدان بازی روبه‌رو شوند، اما در زندگی هم‌پیمانِ صلح باشند.
از این منظر، ورزش نوعی تمرینِ هم‌زیستی است، تمرینی برای پذیرفتن دیگری، احترام به قانون، و تجربه‌ی شکست و پیروزی در فضایی اخلاقی.
جام جهانی فقط نمایش توانایی بدنی و تاکتیکی نیست؛ نمایشی از ظرفیت فرهنگی ملت‌ها نیز هست. پرچم‌ها، سرودها، لباس‌ها، و حتی شیوه‌ی شادی و اندوه تیم‌ها، حامل معناهای هویتی‌اند. اما فراتر از این تفاوت‌ها، آنچه باید برجسته شود، اشتراک انسانی است: اشتیاق، امید، تلاش، احترام و آرزوی سربلندی.
فوتبال. شبیه یک معجزه است! ننها ورزش نیست، ورزش هست و هنر و رقص و هماهنگی و حتی جلوه‌هایی از محیط زیست و زیبایی‌هایش. چمن، آب، طراوت، چابکی، چالاکی، جوانان خوش‌اندام با لباسهای زیبا. با آرایشها‌ دلنشین و خالکوبی های دلخواه.
ترکیبی از اکثر ورزشها، سرعت دو و میدانی، قدرت کشتی، تمرکز ژیمناستیک و …
فوتبال و جام جهانی، اگر در افقِ انسانی و اخلاقی دیده شوند، می‌توانند نقش بزرگی در ایجاد صلح و هم‌دلی میان ملت‌ها داشته باشند. بنابراین، نگاه ما به ورزش باید از سطح رقابت صرف، به سطح فرهنگِ صلح ارتقا یابد. در این نگاه، قهرمانی واقعی تنها در بردن جام نیست، بلکه در تقویت دوستی، کرامت و تفاهم میان انسان‌هاست.
آنجا که کاپیتانها به هم پرچم کشورهایی خود را هدیه می‌دهند، یعنی اینکه در این رقابت شفاف و زیبا، در فکر فتح سرزمین نیستم، با ؛ روح و جان و قلب هم کار داریم. شکستی در کار نیست به دلیل حضورمان همه پیروزیم، در ضیافتی زیبا، با هنر نمایی خود،  میلیونها نفر از همه آیینها و مرامها و نژادها و زبانها را جمع کرده، متمرکز کرده، به هیجان وا می‌داریم.

مهراب رجبی.