مهارتهای زندگی و هنر؛ دو ابزار فراموششده برای ساختن خانوادهای تابآور
خانواده نخستین محیطی است که انسان در آن زندگی را تجربه میکند؛ نخستین جایی که کودک در آن محبت، اعتماد، گفتوگو، خشم، اختلاف، سازش، مسئولیتپذیری و حتی شیوه مواجهه با شکست و مشکلات را میآموزد. به همین دلیل، هر اندازه خانواده از نظر ارتباطی و مهارتی توانمندتر باشد، احتمال آنکه اعضای آن در مواجهه با آسیبهای اجتماعی دچار فروپاشی شوند، کاهش پیدا میکند.
اما در مقابل، خانوادهای که اعضای آن مهارت گفتوگو با یکدیگر را نیاموختهاند، اختلافات را با خشونت حل میکنند، احساسات خود را پنهان میکنند، برای مشکلات از یکدیگر کمک نمیگیرند و نسبت به تغییرات رفتاری فرزندان بیتفاوت هستند، ممکن است به تدریج با شکافهایی مواجه شود که در صورت بیتوجهی، زمینه را برای بروز آسیبهای جدیتر فراهم کند.
تصویری که در این تحلیل انتخاب شده، دقیقاً همین دو مسیر را در برابر مخاطب قرار میدهد؛ در یک سوی تصویر، خانوادهای گرم، صمیمی و در حال تعامل دیده میشود و در سوی دیگر، خانوادهای گرفتار تاریکی، انزوا و پیامدهای آسیبهای اجتماعی.
دیوار ترکخورده میان این دو فضا را میتوان نمادی از مرزی دانست که گاهی میان «خانواده سالم» و «خانواده گرفتار آسیب» شکل میگیرد؛ مرزی که ممکن است با یک اتفاق بزرگ ایجاد نشده باشد، بلکه از ترکهای کوچک و متعددی ساخته شده باشد؛ ترکهایی مانند ناتوانی در گفتوگو، خشم کنترلنشده، بیتوجهی به نیازهای عاطفی فرزندان، نبود نظارت و ارتباط مؤثر، تعارضات زناشویی، فشارهای اقتصادی و اجتماعی و ناآگاهی از شیوه مواجهه با بحرانها.
آسیب اجتماعی از کجا آغاز میشود؟
وقتی درباره آسیبهای اجتماعی سخن میگوییم، معمولاً ذهن ما به پدیدههایی مانند اعتیاد، خشونت، طلاق، کودکان و نوجوانان در معرض آسیب، بزهکاری، افسردگی، انزوا و سایر مشکلات اجتماعی میرود؛ اما باید توجه داشته باشیم که بسیاری از این آسیبها در یک لحظه ایجاد نمیشوند.
آسیب ممکن است از جایی بسیار ساده آغاز شود؛ از یک گفتوگوی انجامنشده، یک خشم مدیریتنشده، یک نیاز عاطفی دیدهنشده یا یک نوجوانی که احساس میکند کسی او را نمیفهمد.
وقتی فرزند در خانواده نتواند درباره ترسها، شکستها، دوستیها، فشار همسالان، مسائل عاطفی یا مشکلات خود با والدین صحبت کند، طبیعی است که برای پاسخ به نیازهای خود به محیطهای دیگری پناه ببرد.
در اینجا مسئله اصلی فقط «نظارت بر فرزند» نیست؛ مسئله این است که آیا خانواده توانسته است به امنترین و قابل اعتمادترین محیط برای فرزند تبدیل شود یا خیر؟
مهارت زندگی؛ چیزی فراتر از چند توصیه اخلاقی
مهارتهای زندگی نباید صرفاً مجموعهای از توصیهها مانند «خوب باش»، «عصبانی نشو»، «دوست بد نداشته باش» یا «نه بگو» تلقی شوند.
کودک و نوجوان باید این مهارتها را یاد بگیرد، تمرین کند و در محیط واقعی زندگی به کار ببرد.
مهارتهایی مانند:
ارتباط مؤثر و گفتوگو؛
گوش دادن فعال؛
کنترل و مدیریت خشم؛
شناخت و بیان احساسات؛
حل مسئله و تصمیمگیری؛
تفکر نقادانه؛
مدیریت استرس؛
افزایش اعتمادبهنفس؛
توانایی «نه گفتن» و مقاومت در برابر فشار همسالان؛
انتخاب دوست و شناخت روابط سالم؛
مسئولیتپذیری؛
کمک خواستن در زمان مناسب؛
شناخت موقعیتهای پرخطر؛
و توانایی مواجهه سالم با شکست و ناکامی.
این مهارتها در واقع بخشی از سرمایه پیشگیرانه خانواده هستند.
فرزندی که یاد گرفته است هنگام مواجهه با مشکل صحبت کند، از فرد قابل اعتماد کمک بخواهد، هیجان خود را مدیریت کند، پیامد تصمیمهایش را بسنجد و در برابر فشار گروه مقاومت کند، در برابر بسیاری از موقعیتهای پرخطر از توان بیشتری برای محافظت از خود برخوردار است.
والدین نیز باید مهارتهای فرزندپروری را بیاموزند
گاهی تصور میکنیم آموزش مهارتهای زندگی فقط باید برای کودکان و نوجوانان انجام شود؛ در حالی که والدین نیز به همان اندازه نیازمند آموزش هستند.
والدگری یک مهارت است، نه صرفاً یک غریزه.
پدر و مادر باید بدانند چگونه با نوجوان خود درباره یک موضوع حساس صحبت کنند، چگونه بدون تحقیر و سرزنش با رفتار نادرست او برخورد کنند، چگونه میان «نظارت» و «کنترل افراطی» تفاوت بگذارند و چگونه در عین تعیین مرزهای روشن، اعتماد فرزند را از بین نبرند.
والدی که در برابر هر خطای فرزند با فریاد و تهدید پاسخ میدهد، ممکن است ناخواسته او را به سمت پنهانکاری سوق دهد؛ در حالی که والد آگاه تلاش میکند حتی در زمان مخالفت با رفتار فرزند، رابطه را حفظ کند.
این همان نقطهای است که پیشگیری واقعی آغاز میشود.
هنر؛ زبان دیگری برای آموزش مهارتهای زندگی
در این میان، به اعتقاد من به عنوان مشاور و مددکار خانواده در حوزه آسیبهای اجتماعی، هنر ظرفیت بسیار بزرگی برای ورود به حوزه پیشگیری دارد.
گاهی نمیتوان یک مفهوم اجتماعی را با سخنرانی و کلاس آموزشی به مخاطب منتقل کرد؛ اما یک فیلم کوتاه، یک عکس، یک نمایش، یک داستان، یک نقاشی یا حتی یک قطعه موسیقی میتواند همان مفهوم را به شکل عمیقتری منتقل کند.
هنر میتواند به کودک بیاموزد که خشم خود را چگونه بشناسد؛ به نوجوان نشان دهد که یک انتخاب اشتباه چه پیامدهایی دارد؛ به والد یادآوری کند که بیتوجهی عاطفی چه اثری بر فرزند میگذارد و به جامعه نشان دهد که اعتیاد تنها مسئله یک فرد نیست، بلکه میتواند تمام شبکه روابط خانوادگی و اجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهد.
هنر میتواند قبل از آنکه آسیب اتفاق بیفتد، درباره آن حرف بزند.
این ویژگی، هنر را از یک ابزار صرفاً فرهنگی و سرگرمکننده به یک ابزار مؤثر در پیشگیری اجتماعی تبدیل میکند.
از هنر آسیبشناسانه تا هنر پیشگیرانه
در بسیاری از تولیدات هنری و رسانهای، زمانی به آسیب اجتماعی پرداخته میشود که بحران اتفاق افتاده است؛ معتادی که زندگی خود را از دست داده، خانوادهای که به مرز طلاق رسیده یا نوجوانی که گرفتار یک آسیب شده است.
این روایتها لازم هستند، اما کافی نیستند.
ما به هنر پیشگیرانه نیز نیاز داریم؛ هنری که به جای نمایش صرفِ قربانی، مسیر پیشگیری را به مخاطب نشان دهد.
چرا یک نوجوان ممکن است به مصرف مواد گرایش پیدا کند؟
چگونه خانواده میتواند نشانههای اولیه خطر را شناسایی کند؟
چگونه والدین میتوانند رابطه خود با فرزندشان را تقویت کنند؟
چگونه میتوان خشم را پیش از تبدیل شدن به خشونت مدیریت کرد؟
چگونه یک نوجوان میتواند در برابر فشار دوستان تصمیم درست بگیرد؟
این پرسشها میتوانند موضوع فیلم، تئاتر، عکس، پوستر، پویانمایی، داستان و حتی آثار تجسمی قرار گیرند.
تصویر؛ یک روایت اجتماعی بدون کلمات
عکسی که برای این یادداشت انتخاب شده، از همین منظر قابل تأمل است.
در سمت روشن تصویر، کتاب، آموزش، گفتوگو، خانواده و ارتباط دیده میشود؛ در سمت تاریک، نشانههایی از اعتیاد، خشونت، فروپاشی رابطه، افسردگی و انزوای اعضای خانواده به چشم میخورد.
این تصویر یک پیام مهم دارد:
آسیب اجتماعی فقط زندگی فرد آسیبدیده را تغییر نمیدهد؛ خانواده نیز همراه با او آسیب میبیند.
فرزند خانوادهای که با اعتیاد یا خشونت مواجه است، ممکن است بدون آنکه خود نقشی در ایجاد بحران داشته باشد، آثار آن را در زندگی و آینده خود تجربه کند.
به همین دلیل، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی باید از فرد فراتر رود و خانواده را به عنوان یک واحد اجتماعی مهم مورد توجه قرار دهد.
خانواده تابآور؛ خانوادهای بدون مشکل نیست
نباید تصور کنیم خانواده سالم خانوادهای است که هیچ اختلاف، فشار اقتصادی، تعارض یا مشکل اجتماعی ندارد.
خانواده سالم خانوادهای است که توان مواجهه با مشکل را دارد.
خانواده تابآور میداند چگونه در زمان بحران کنار یکدیگر بایستد، چگونه گفتوگو کند، چگونه از متخصص کمک بگیرد و چگونه اجازه ندهد یک مشکل به زنجیرهای از آسیبهای بعدی تبدیل شود.
در چنین خانوادهای، شکست پایان راه نیست؛ اختلاف الزاماً به خشونت ختم نمیشود؛ اشتباه فرزند به طرد شدن او منجر نمیشود و درخواست کمک نشانه ضعف تلقی نمیشود.
این همان فرهنگی است که باید از کودکی در خانواده شکل بگیرد.
مدرسه، خانواده، رسانه و هنر؛ یک زنجیره پیشگیری
اگر بخواهیم در حوزه آسیبهای اجتماعی موفق باشیم، نمیتوانیم تمام مسئولیت را بر دوش یک نهاد بگذاریم.
خانواده، مدرسه، رسانه، نهادهای اجتماعی، مراکز تخصصی، دانشگاهها و جامعه هنری باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
رسانه میتواند آگاهی ایجاد کند؛
متخصصان میتوانند دانش و راهکار ارائه دهند؛
مدرسه میتواند مهارتها را آموزش دهد؛
خانواده میتواند این مهارتها را در زندگی روزمره تمرین کند؛
و هنر میتواند همه این مفاهیم را به زبان قابل فهم و اثرگذار به جامعه منتقل کند.
از این منظر، نقش رسانههای تخصصی حوزه هنر نیز قابل توجه است؛ زیرا هنر البرز میتواند علاوه بر معرفی فعالیتهای هنری استان، به ظرفیت هنر در حل مسائل اجتماعی و پیشگیری از آسیبها نیز بپردازد.
سخن پایانی
جامعهای که میخواهد با اعتیاد، خشونت، طلاق، انزوا و سایر آسیبهای اجتماعی مقابله کند، نمیتواند تنها به درمان پس از وقوع آسیب فکر کند.
پیشگیری باید زودتر آغاز شود؛ از خانه، از رابطه والد و فرزند، از آموزش مهارتهای زندگی و از ایجاد فرصت برای گفتوگو.
و در این مسیر، هنر میتواند یکی از مؤثرترین زبانها برای آموزش و فرهنگسازی باشد؛ زبانی که گاهی یک تصویر، یک روایت یا یک فیلم کوتاه با آن میتواند چیزی را به مخاطب بگوید که دهها صفحه متن قادر به انتقال آن نیست.
شاید پیام اصلی همان تصویر نیز همین باشد: میان یک خانواده برخوردار از ارتباط و خانوادهای گرفتار آسیب، گاهی تنها یک دیوار فاصله نیست؛ مجموعهای از انتخابها، آموزشها و مهارتهایی است که باید از سالهای نخست زندگی آموخته شوند.
اگر میخواهیم فرزندانمان در آینده قربانی آسیبهای اجتماعی نباشند، باید امروز به آنها مهارت زندگی کردن، مهارت ارتباط داشتن، مهارت انتخاب کردن و مهارت کمک خواستن را بیاموزیم.
و چه بهتر که در این مسیر، خانواده و هنر دست در دست یکدیگر قرار گیرند.
رضا رجایی
مشاور و مددکار خانواده در حوزه آسیبهای اجتماعی