سیرا چال مرتعی واقع در ۳۵ کیلومتری جاده چالوس بعد از روستای پل خواب، قبل از روستای ری زمین و روبروی روستای سیرا با ارتفاع ۲۰۱۰ تا ۲۲۲۰ متر از سطح دریا این منطقه حفاظت شده رویشگاه و زیستگاه درخت ارس و از مناطق ارزشمند مطالعات زیستی این گونه پر ارزش می باشد.
در جغرافیای البرز و در ارتباط با عوارض زمین و ویژگی های طبیعی کوهستان و کوهپایه به احتمال قوی بیشترین پر بسامدترین واژه به کار گرفته شده در نامگذاری مکان ، واژه ” چال ” می باشد.
در کتاب مطالعات جامع جنس ارس در ایران نوشته سودابه علی احمد کرور، سیرا چال یکی از مهمترین و مناسب ترین بومگاه های ارس در میان ۱۷ استان ارس خیز ایران معرفی شده که دارای کمترین گونه های گیاهان مزاحم و مهاجم به نام دار واش یا ارس واش می باشد.
کوه ، قله ، تپه ، گردنه ، کمر ، کر ، سنگ ، دژ ، پشته ، دره ، درگا ، لت ، بند ، دامنه ، تخته ، تنگه ، لو ، کش ، لش ، سو ، سی ( سیج ) دشت ، نو ، جو ، ور ، رج ، یال ، تیره ، دیم ، دیمه ، پی ، پله ، چشمه ، أسل ( استخر ) اسیو ( اسیاب ) گاره ( گهواره ) گل ، گله ، گدار ، اسبول ( غار – یورد ) کیله، کامک ، گلرد ، سوته ، سوتک ، بور ، لات ، ویا ، ویشه ، چاک ، چم ، لات ، لاتک ، لاته ، حصار ، هسار ، قلعه ، زاغه ، کن ، کند ، لان ، لانه ، خز ، خل ، بشم ، جار ، زار ، گردن ، بازو ، سر ، پا ، سینه …
جملگی از نام واژه هایی هستند که به شیوه ای دقیق ، حساب شده و هوشمندانه در نامگذاری أماکن به کار گرفته شده است . اما همانگونه که اشاره شد به نظر می رسد پر بسامدترین این نام واژه ها ، واژه چال – و برخی مشابهات آن – همچون ؛ چالی ، چالک ، چالان ، چالون و شال ، باشد.
برخی از مهمترین – و نام اشنا ترین این أماکن در البرز و تهران – عبارتند از؛ کلکچال ( کولاک چال ) توچال ( اوچال ) برفچال ، ابر چال ، صندوق چال ، سگران چال ، هورس چال ،سفید چال ، نرگس چال ، ریواس چال ، کنگر چال ، کما چال ، گرز چال ، پیاز چال ، نرگس چال ، هویج چال ، پلنگ چال ، خرس چال و گرگ چال . در چشمه های پر اب و همچنین در دره ها و رودها ، با واژه ماهی چاله نیز مواجه می شویم.
در محدوده البرز مرکزی خشک خصوصا در نامگذاری مراتع علف چر و علف چین بدون شک واژه چال پر شمارترین جاینامها را تشکیل می دهد .
به عنوان نمونه و برای تقریب به ذهن ، به آگاهی می رساند در کتاب ” جغرافیای تاریخی رودبار کرج ” أثر احتمالا اخرین اثر استاد منوچهر ستوده تنها در بخشی از منطقه لورا مسافتی کوتاه از منطقه کوهستانی شمال کرج ، حد فاصل دو آب شهرستانک تا تونل کندوان بیش از چهل جاینام برخوردار از پیشوند و پسوند چال – قید شده است ؛ماسه چال ، گون چال ، میشم ( اویشن چال ) کبود چال ( با احتمال وجود معدن لأجورد ) زرد ( زر چال ) با احتمال وجود معدن طلا ، گو چال ، میش چال ، وزک چال ، فراخ چال ، مندا چال ، مرجیک چال …
چالوس شهر زیبای شمالی ما، ارمیده بر ساحل جنوبی دریای خزر دریای هیرکان ، گرگان ، مازندران ، گیلان و ابسکون ریشه در همین واژه دارد .
استاد یوسفی نیا در خصوص چالوس می نویسد :
چالوس از ترکیب دو بخش ( چا + لوس ) تشکیل شده است جزء اول ان ( چا ) مخفف چال تبری است که هر دو صورت آن در ترکیب جایها در مازندران و حوزه گسترده این زبان بسیار آمده است . همچون کندوچال ، کندیچال و خش چال و صورت محذوف ( چا ) در واژه های چاله و چارز.
جزء چال در حالت کامل و یا بریده آن ( چا ) مطلقا معنی زمین پست و گود دارد و گاهی مفهوم دشت هموار است که در مقابل زمین مرتفعی قرار می گیرد . چال در چالوس نشان از وسعت دشتی کم ارتفاع و پست دارد در برابر زمین های کوهستانی و بلند کجور و کندلوس و کلار باستانی . لوس زبان تبری در گویش غرب مازندران و لش گیلکی و لوش خراسانی همگی صورتهای دگر گون شده ای از واژه لشت مشترک زبانهای گیلکی و تبری است.
همان . صص ۱۶۵- ۱۶۶ ”
استاد یوسفی نیا در ادامه تبیین واژه چالوس ، به جاینام چاک نیز اشاره کرده و می نویسند:
صرف نظر از مفاهیمی همچون دریدگی لباس و شکافی به درازا در ملبوس و تن ، درباره واژه چاک باید یاد اوری شود فارسی تهرانی با لهجه منحصر به فرد خود در حوزه تاریخی زبان فارسی به سبب همسایگی با سرزمین ری در جنوب و مازندران در شمال ، به شدت تحت تأثیر این دو زبان قرار داشت . دقت نظر در فرهنگ مردم آبادیهای پراکنده در کوهستانهای شمال تهران خاصه رودبارهای کرج ، جاجرود ، لواسان و دماوند ( قصران داخل ) که ساکنان بومی آن هنوز به زبان تبری متکلمند، توارد لغات و اصطلاحات این دو زبان در همدیگر را بیشتر باور خواهیم نمود.
مهراب رجبی